مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
چـشـمانـتـظار آمـدنت آسـمان گریست مهتاب روی شانۀ شب بیامان گریست گاهی به لحنِ باد و زمانی به لحن رود در امتداد کوچۀ غربت جهان گریست بیتو تـمـام ثـانـیـه ها ضجـه میزنـنـد آقا بیا که بیتو زمین و زمان گریست دارد بساط روضه به پا میکـند نـسیم باید برای روضۀ گل همچنان گریست احساس پاک لالۀ ششماههای شکست آنکه برای غربتش آب روان گریست ای داغدار روضۀ اصغر دمی بخوان چون شعله باید از غم این خاندان گریست گهـواره را تـکـان بده انگـار مـادرش چون آه شعلهور شد و با هر تکان گریست |